قصدم آزار شماست
s.o.s

دلم بس تنگ اینجاست اما روحکم تنگ تر از آنکه بر یبوست قلمم بچربد و سست تر از آنکه لینت ذهنم را کنترل کند.... به خاطر خدایان پر مشغله ای که سخت ما را از یاد برده اند و به خاطر من بی خاطره ای که همه را از یاد برده ام .... آی مردم.... آی خرده نویسنده های خرده پای پای دربند شما من را از یاد نبرید که روزی روزگاری تا توانسته ام از قماش شما بوده ام.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٩ - مريم تيزكار

prejudice

از ایرانی جماعت ؛ بی غیرت تر فقط خودشه و بس. اونایی هم که این چند وقته جونشون رو گرفتند کف دستشون واسه ما بی غیرتا؛ مطمئنا رگ و ریشه و بیخ و بن ایرانی نداشتند.

 

پ.ن. لطفا سفسطه نکن که هر چیزی یه بهایی داره و نمیشه سوار بر موج احساسی مردم کاری از پیش برد و....... . اینا هیچ کدوم توجیه این همه بی خیالی و بی غیرتی آزار دهنده نیست.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

بایکوت

به اتفاق رفقا و همفکران؛ کلیه کتب کافه پیانو را به نشر محترم چشمه مرجوع فرمودیم... اعم از اهدایی یا خریداری شده.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

کارما

امروز تمام پازلهای دست ساز یادگاری تو را کنار هم چیدم... تصویر که کامل می شد حتی تصور نمی کردم همزمان با چیدن آخرین قطعه؛ اسم و تصویر خودت تلفنم را به صدا درآورد!!!

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۸ خرداد ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

unpredictable

حتی فکرشم نمی کردم یه روزی بشینم روی این کاناپه ی بزرگ شبیه تابوت و blue گوش کنم و از پشت این مه دود غلیظ خیره بشم به عروسک سیاه روی باند ضبط تا بلکه جعبه ی سیاهتر داخل حفره اش برق بزنه و صدا بده و روش بنویسه:.....

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

منجی ؛در گور خفته

توجه! توجه!

دیگر زمان آن رسیده که کلیه ی خواهران و برادران هالو و ساده لوح تنها با گوشه ی چشمی به این دنیای نکبت گرفته؛ این کثافت مطلق؛ بپذیرند که هیچ موعودی در راه نیست.

مسیح و ماشیح و سوشیانت و میتریه و کالکی و مهدی؛ وقتی دیدند اوضاع آنقدر خراب است که امیدی به بهبود نمی رود؛ همگی فلنگ را بسته به آسمان امن و آستان بی دغدغه ی باریتعالی شتافتند.

بیهوده به انتظار ننشینید که ایشان خود در انتظار افتادن آبها از آسیاب به سر می برند.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

شاملو + ری را

من و تو چقدر شبیه هم هستیم: "هزار کاکلی شاد" در نگاه هیچ کداممان و "هزار قناری خاموش" در گلوی هر دومان.

من و تو هیچ شبیه هم نیستیم: تو برهنه و وحشی؛ من پوشیده در زنجیر.

من و تو؛ مثل هم؛ در ژرف ترین نقطه ی تنهایی ایستاده ایم.

من و تو؛ بر خلاف هم؛ در دو منتها الیه تنهایی می پوسیم.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

تکلیف

امروز کسی می گفت: مزاح و خنده کار کودکان است / چو ریش آمد زنخ شیرین نباشد.

.... و من در بهتم هنوز که تکلیف من بی ریش که سالهای دوری از کودکیم می گذرد چیست؟؟؟

اما کسی جوابی برای من نداشت.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٢ فروردین ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

Fact

دین؛ دنیا را متقاعد کرد که موجودی نامریی در آسمان هست که هر کاری را بشر انجام می دهد می بیند و چند چیز هست که خدا نمی خواهد شما انجام دهید و اگر انجام دادید تا ابد در دریایی از آتش سوزانده خواهید شد. اما خدا مهربان و رحیم هم هست؛ و او پول لازم دارد. او بسیار قدرتمند است اما از پس پول بر نمی آید.

 

George Carlin

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار

خاطره باز

اگر زندگی؛ زنده گی میکرد با ما؛ هیچ خاطره ی مادر به خطایی نمی توانست من را بدوزد به گذشته ی متعفنم.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸۸ - مريم تيزكار